کارآفرینی
کارآفرینی
دکتر محمد رضا طاهری
عضو هئیت علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان و مسئول کارآفرینی دانشگاه سیستان و بلوچستان
آنچه که در دانشگاههای ما تاکنون مورد توجه بوده است مسئله آموزش بوده، لذا به مسائل پژوهشی و تحقیقاتی توجه کافی به عمل نیامده است.
هنوز دانشجویان ما با مسئله کارآفرینی عمدتا بیگانه اند، زیرا زیرساختهای کافی و فیزیکی برای توسعه کارآفرینی فراهم نشده است، لذا مشکل اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی به یک معضل اجتماعی مبدل شده و زمینه برای فرار مغزها و انواع مشاغل کاذب فراهم گردیده است.
آنچه که مسلم است پیشرفتهای عصر حاضر در زمینه های مختلف ریشه در علم و تکنولوژی اطلاعات موجب فراهم نمودن فرصتهای بسیار خوب برای سرمایه گذاری تجاری شده است.
در چنین شرایطی بقاء و رشد سازمانها، شرکتها در گرو تغییر و تحول اساسی در نگرش اهداف استراتژی ها، فرهنگ و امثال اینها میباشد. رقابت در کسب و کار کیفیت تولید را بالا میبرد و به اقتصاد رونق میبخشد. رونق اقتصادی ایده های جدید بوجود می آورد که منجر به کسب و کار تازه خواهد شد.
در این مقاله سعی شده است راه کارهای تئوری و کاربردی در بخش های مختلف آن ارائه شود. ابتدا کلیاتی از کارآفرینی که شامل تعاریف، اهمیت و دیدگاه و ویژگیهای آن میباشد و پس از آن چگونگی ایجاد بستر کارآفرینی در ابعاد آموزش، ترویج و پژوهش و ابزارهای مورد استفاده در جهت تحقق کار آفرینی مورد بحث فرار گرفته است. در پایان، به موانع و چالشهایی که بر سر راه کارآفرینی میباشد، پرداخته شده است.
تعریف کار آفرینی: واژه کار آفرینی در اصل از زبان فرانسه "اینترپرینیورشیپ" گرفته شده است که به سایر زبانها راه یافته است. انگلیسی ها سه اصطلاح متفاوت را در خصوص کار آفرینی بکار گرفته اند: ماجراجو، متعهد، کارفرما. لذا، کارآفرین کسی است که متعهد میشود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند.
ریچارد کانتیلون، کارآفرینی را چنین تعریف کرده است: "فردی که ابزار تولید را به منظور ترکیب به صورت محصولاتی قابل عرضه به بازار خریداری میکند."
ژان باتیست سی، در مورد تعریف کارآفرین میگوید: "کسی که منابع اقتصادی را از یک حوزه دارای بهره وری و سود پایین تر به حوزه های دارای بهره وری و سود بالاتر منتقل میکند."
اصولا، کارآفرین کسی است که ایده جدید را به واقعیت تبدیل میکند و چیز با ارزشی را از هیچ میسازد و به جامعه معرفی میکند. بنابراین در این سه تعریف چند نکته وجود دارد:
یک، کارآفرین اهل فکر جدید و نوگرا است.
دو، کارآفرین در فرایند ایجاد یک کسب و کار جدید است.
سه، نتیجه زحمات و فعالیتهای وی حتما بایستی به محصول جدید یا خدمات جدید منجر شود 1 .
اهمیت کارآفرینی: بخش اهمیت کارآفرینی از سه جهت مختلف مورد بحث قرار میگیرد: ایجاد اشتغال، عدالت اجتماعی، فرهنگی.
از نظر اشتغال: مطالعاتی که در ایالات متحده آمریکا صورت گرفته، نشان دهنده آن است که از بیست میلیون شغل جدید ایجاد شده در فاصله 1995 -1980 ، 5/3 میلیون شغل ناشی از ایجاد و تاسیس کسب و کارهای جدید بوده است.
در فاصله سالهای 1355 تا 1375 هجری شمسی بیشترین اشتغال در ایران به صورت "خویش فرما" بوده است که به دلیل عدم حمایت از این مشاغل، در دهه 1380 مواجه با بحران بیکاری شدیم، در حالیکه اگر در فاصله بیست ساله فوق حمایت جدی به عمل می آمد و هر نفر یک نفر را به کار میگرفت در دهه 1380 با کمبود نیروی کار مواجه می شدیم.
اهمیت کارآفرینی از نظر عدالت اجتماعی: کارآفرینی را نباید با رانت خواری و وابستگی صاحبان سرمایه با قدرتهای دولتی اشتباه گرفت. رشد کارآفرینی موجب میگردد تا گروه عظیمی از صاحبان مشاغل جدید نه با امکانات خیلی بالا وارد بازار کسب و کار شوند که چنین وضعی خلاء شکاف عظیم فقیر و غنی را پر میکند که به تحقق عدالت اجتماعی خواهد انجامید و برای تحقق بیشتر این موضوع لازم است قوانین و مقررات حقوقی، مالی، اداری در جهت این گروه متوسط باشد.
اهمیت کارآفرینی از نظر فرهنگی: فرهنگ و کسب و کار دو مقوله تفکیک ناپذیر هستند و بر همدیگر اثر میگذارند. لذا، گسترش فرهنگ کارآفرینی موجب تحرک و گسترش کسب و کار میشود و در توسعه چنین فرهنگی سطح اشتغال افزایش خواهد یافت. در نتیجه، باید فرهنگ انزوا و عدم تحرک اجتماعی را کم رنگ نمود. در عوض، فرهنگ ابتکار و خلاقیت را در بستر روحیه شاد و مال اندوزی و توانگری مالی باید گسترش داد.
باید گفت که خداوند منشاء هستی و ثروت است. گنجینه ای بزرگ در کره زمین و خلقت آفریده، به انسانها عقل داده تا از آن استفاده کنند، و این دست یابی بستگی به لیاقت انسانها و در سطح کلان بستگی به لیاقت کشورها دارد.
جایگزینی شخصیت حقیقی با شحصیت حقوقی: شخصیت حقوقی میتواند عمری طولانی داشته باشد. اما شخصیت حقیقی عمری محدود دارد. لذا، به جای این که در کسب مال و ثروت عمر محدود فرد را مورد توجه قرار دهیم، عمر نامحدود شخصیت حقوقی را باید توجه نمود، به طور مثال شرکتهایی بزرگ در دنیا هستند که بیش از چند صد سال عمر دارند و نسل های زیادی در درون آنها قرار گرفته و سپس از بین رفته اند، اما شخصیت حقوقی همچنان پابرجا میباشد. چنین تفکری از بی ارزش بودن دنیا و منزوی شدن افراد به این بهانه که مگر چقدر زندگی خواهند کرد که این همه به دنبال مال و ثروت باشند جلوگیری خواهد نمود.
کار آفرینی از دیدگاه محققین و ویژگیهای آن: تقریبا تمامی مکاتب اقتصادی از قرن شانزده میلادی به نحوی کار آفرینی را در نظریه های اقتصادی خود تشریح نموده اند.
کرزنر (1979) میگوید: "مشکل اصلی اقتصادی هر جامعه نشات گرفته از عدم درک فرصت هاست، به عبارت دیگر، کار آفرینی یعنی آگاهی از فرصت های سود آور و کشف نشده."
رولیچ معتقد است: "کار آفرین در حالی که مدیر، سرپرست و هماهنگ کننده فعالیتهای تولیدی است، برنامه ریز، نوآور و تصمیم گیرنده نهایی در یک شرکت تولیدی نیز میباشد."
مگ گوایر نیز در این باره میفرماید: "یک کارآفرین باید به عقاید اجتماعی، هنجارها، پاداش ها، رفتارها، آرمانهای فردی و ملی، مکاتب دینی، تعلیم و تربیت توجه نماید."
وسپر همچنین معتقد است: "کارآفرین رقابت را در بازار بالا میبرد و شرکتهای موجود را به مبارزه می طلبد. او به دنبال شکاف های بازار و نیازهای ارضاء نشده در بازار، انتقال فناوری، ارائه ایده های جدید و اجرای آنها میباشد و سرمایه گذاری را ترغیب و مشاغل جدید را ایجاد میکند."
هربرت و لینک دوازده ویژگی را بر کارآفرینی بر شمرده اند که عبارتند از: مخاطره را با عدم قطعیت ارتباط میدهد، عرضه کننده سرمایه مالی است، مبتکر است، تصمیم گیرنده است، رهبر صنعتی است، مدیر یا رئیس است، پیمانکار است، سازمان دهنده یا هماهنگ کننده منابع اقتصادی است، مالک شرکت تجاری است، بکار گیرنده عوامل تولیدی است، حاکم و کارفرما است، و فردی است که منابع را جهت مقاصد مختلف بکار میگیرد.
این دو محقق، ریسک، عدم قطعیت، نوآوری و درک تغییر را در تمامی تعاریف ثابت یافتند و کارآفرین را متخصص در پذیرش مسئولیت برای اتخاذ تصمیماتی میدانند که بر محل، شکل و کاربرد کالا و منابع تاثیر میگذارد. ویکلن (1992) چهار ویژگی را برای ظهور کارآفرینی مهم می شمارد:
عوامل اقتصادی: مزیت های بازار و فراهم بودن سرمایه.
عوامل غیر اقتصادی: مقبولیت کارآفرینی از نظر فرهنگی و اجتماعی.
عوامل روانشناختی: نیاز به توفیق، انگیزه ها، مخاطره پذیری.
ترکیب عوامل تولید به منظور ایجاد تغییر در تولید محصولات.
لیبنشتاین (1968) چهار ویژگی را برای کارآفرین بیان میکند:
بازارها را یکپارچه و مرتب میسازد.
خلاء ها و شکاف های بازار را پر نماید.
با صرف وقت، خود را درگیر تغییرات ساختاری و سازمان ها نماید.
کلیه عوامل را برای تولید و بازاریابی یک محصول مهیا نماید.
همچنین، کی یرلوف (1979) سه ویژگی را برای همه کارآفرینان موفق مشخص کرده است:
نوآوری: کار آفرین باید فرصتهای تجاری ناشی از تغییرات در تقاضا و فناوری جدید را شناسایی کند.
سرمایه گذاری: توانایی تمایل به یافتن و فراهم کردن سرمایه مخاطره آمیز برای یک شرکت.
اعمال مدیریت پس ازشروع به کار شرکت.
بستر سازی در دانشگاه
شاد زیستن: ضرب المثل معروفی است که میگوید "عقل سالم در بدن سالم." یک انسان قبل از هر چیز به بدن سالم و روان سالم نیاز دارد. انسانها به نوعی تحت تاثیر مسائل و مشکلات زندگی دچار اضطراب و استرس و فشارهای روحی قرار میگیرند، در واقع شادی و نشاط خود را از دست میدهند. منطق و عقل قوی حکم میکند که تضادی که تحت عنوان جنگ شادی و افسردگی وجود دارد باید فاکتورهای شادی و شاد زیستن را آنچنان افزایش داد که بر افسردگی غلبه کند به نحوی که شادی از درون قلب باشد نه ظاهری، لذا زیربنایی ترین بخش یک کارآفرین شاد زیستن است.
اعتماد به نفس و امیدواری همراه با چهرهای خندان، خلاقیتها و ابتکارات و اندیشه نو را که منجر به کارآفرینی میشود چندین برابر میکند.
کار آفرین نسبت به توانایی ها و استعدادهای خود نگرشی مثبت دارد، به بیان دیگر "خود باوری یعنی تمایل به این که خود را فردی شایسته رودرویی با کشمکش های اساسی زندگی و لایق شادی ها بدانیم."
فورد میگوید: ناممکن وجود ندارد، به نظر من هر کسی که روی کره زمین درباره چیزی آگاهی کامل داشته باشد دیگر کاری ناممکن نخواهد بود. اگر عده ای که خود را مدیر و مدبر می دانند کاری را نشدنی فرض کننده عده ای ابله دنباله رو آنها خواهند بود و سرود این کار غیر ممکن را سر میدهند.
آموزش: آموزش کارآفرینی امروزه در کشورهای صنعتی و فراصنعتی بخش قابل توجهی از برنامه های آموزشی دانشگاهها را بخود اختصاص داده است. در آمریکا بیش از پنجاه دانشگاه، در آلمان چهل و دو دانشگاه، در سوئد هشت دانشگاه، مالزی چهار دانشگاه و... آموزش کارآفرینی و مدیریت واحدهای کوچک اقتصادی در این کشورها به ویژه در بین بانوان بسیار رایج شده است. هدف این آموزشها این است که فارغ التحصیلان بتوانند موسسان و بنیانگذاران شرکتهای خصوصی باشند بخصوص که در ده ساله آخر برنامه های دولت تاکید بر خصوصی سازی دارد.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ایجاد شغل را از وظایف دولت دانسته لذا ترویج فرهنگ کارآفرینی و ایجاد بستری مناسب برای ظهور کارآفرینان از وظابف دولت است. لذا رابطه تنگاتنگ دانشگاهها با بازار کار و صنعت از اهم امور است.
امروزه در بسیاری از کشورهای دنیا، دانشگاهها محل آموزش دادن مدیران تجار، دانشجویان و زنان مدیر و حتی خانه دار می باشند. علاوه بر آن دوره های آموزش کارآفرینی نه تنها جای خود را در بستر دروس دانشگاهی باز نموده بلکه دوره های ابتدایی و متوسط را نیز مورد توجه قرار داده است. محور این آموزشها ایجاد روحیه کسب و کار و تلاش در کسب موفقیتهای اقتصادی می باشد.
تقسیم بندی کلی دوره های آموزشی: امروزه چهار دسته اصلی از دوره های آموزشی کارآفرینی شکل گرفته است. دسته اول، هدف از این برنامه ها افزایش آگاهی بسوی کارآفرینی و درک بینش بیشتر نسبت به آن است. دسته دوم، چگونگی تاسیس موسسات و شرکتها، در این مورد دانستن قوانین و مقررات مربوط به آن باید مورد توجه قرار گیرد. دسته سوم، دوره هایی جهت رشد و بقای کارآفرینی و شرکتهای کوچک می باشند و بایستی شرایطی فراهم نمود که در قالب آموزش این شرکتها از حالت ایستایی خارج و دائما در حال تحول باشند. دسته چهارم، این آموزشها شامل شیوه های جدید آموزشی و تعیین نقش های نوین دانشجو و استاد در فرآیند آموزش کارآفرینی می باشد. از اهداف دیگر این دسته از آموزش، آموزش و گسترش کمی اساتید جدید از میان صنعت گران و دست اندرکاران فعالیتهای اقتصادی برای آموزش کارآفرینی می باشد.
تقسیم بندی اختصاصی آموزش: آموزشهای رسمی، این نوع آموزشها با تأئید وزارت علوم تحقیقات و فن آوری انجام می شود که بصورت واحدهای درسی اجباری یا اختیاری مانند مبانی کارآفرینی، مدیریت سازمان، سازمانهای تجاری، مبانی اقتصاد تدریس میگردد و در معدل دانشجویان تأثیر میگذارد. آموزشهای غیررسمی، این نوع آموزشها بصورت مقطعی و کوتاه مدت در موسسات خصوصی و غیرانتفاعی و مراکزی مثل آموزش مدیریت دولتی و ... اجرا میشود و عمدتا بصورت کارگاههای آموزشی اجرا می شوند مثلا آموزش قوانین مالیاتی، کار و تامین اجتماعی، چگونگی تاسیس شرکت، نوشتن طرح تجاری، این نوع آموزشها می تواند در قالب سخنرانی ها و همایشها نیز برگزار شود.
بخش پژوهش، در این بخش در دانشگاهها موارد زیر مورد تحقیق و پژوهش قرار می گیرد: بررسی تجربیات سایر کشورها در زمینه کارآفرینی; نظرخواهی از اساتید متخصص در زمینه ترویج، مسائل تربیتی و حتی الامکان تشکیل کمیته های علمی; بررسی موثرترین شیوه های ترویج در زمینه کارآفرینی; شناسایی کارآفرینان موفق و معرفی آنها و بیان تجربیات آنها برای دانشجویان; بررسی علل عدم تمایل دانشجویان به کارآفرینی; بررسی تاثیر آموزش کارآفرینی در تشکیل کسب و کار جدید; بررسی محتوای برنامه های آموزشی مورد نیاز در زمینه کارآفرینی برای ارائه در دانشگاهها; بررسی چگونگی تلفیق دروس کارآفرینی در سایر دروس دانشگاهی; بررسی روشهای علمی و عملی آموزش دروس کارآفرینی; بررسی شیوه های ایجاد انگیزه در بین دانشجویان در بحث کارآفرینی; بررسی مهارتهای مورد نیاز برای ایجاد کسب و کار; بررسی راههای آموزشی این مهارتها.
بخش ترویج: از آنجائیکه ترویج مجموعه فرآیندهایی است که از طرف گروهی با اهدافی مشخص و از پیش تعیین شده برای تاثیر گذاری بر روی مخاطبین انجام می شود لذا حساس سازی، آگاه سازی، ایجاد حرکت، سه مفهوم اساسی ترویج هستند. در ترویج به نکات زیر باید توجه نمود: گردآوری اطلاعات از طریق پژوهش، شناسایی دست اندرکاران اصلی، شناسایی قوت ها و ضعف ها، شناسایی فرصتها و تهدیدها، شناسایی افراد یا دستگاههایی که می توانند رابط ما با دیگران باشند، شناسایی مخاطبین جدید، استفاده از سمینارها، همایش ها ، گردهمای ها، نشت ها، کنفرانس ها، استفاده از رسانه های گروهی، تجزیه و تحلیل محیط، و شناسایی خط مشی های موجود.
ابزارهای مورد استفاده در ترویج عبارتند از: بررسی قوانین حمایت کننده و استفاده از آنها برای پیش برد هدف; بررسی شخصیت های اثر گذار; استفاده از نظریات سنجش شده; استفاده از ظرفیت های تبلیغاتی رسانه های گروهی.
برای استفاده از ابزارهای فوق به کانالهای زیر توجه شود: جلب هواداران و مخاطبان، شبکه سازی، تشکیل ائتلاف، خلق یک ارتباط مستمر بین دست اندرکاران و ذینفعان ذی ربط و ذی علاقه، همکاری با تصمیم گیران و سیاستگزاران، دسترسی به توده های مردم و مشخص کردن گروههای مرتبط با آنها.
نکاتی که در ترویج باید در نظر داشت عبارتند از: اقدامات باید با منابع و مهارت ها هماهنگ باشد. طرق مختلفی برای رسیدن به هدف انتخاب گردد. در برنامه ریزی فازهای مختلف مرحله به مرحله بایست پیشرفت نمود. هماهنگی قسمتهای مختلف برنامه ها. ابتدا طرح پیشرفت کار مشخص شود سپس بر مبنای آن باید جلو رفت. ارزیابی امور همواره مورد توجه قرار گیرد. از حامیان و کمک کنندگان قدردانی شود. کار را از مراحل کوچک باید شروع کرد. با سازمانهای ذی ربط باید همسو شد و همه گروه های ذی ربط را مخاطب قرار داد.
دانشگاهها و پارک های علمی، فناوری
یک پارک علمی سازمانی است که بوسیله متخصصان حرفه ای اداره میشود و هدف آن افزایش ثروت در جامعه از طریق تشویق و ارتقای فرهنگ نوآوری و همچنین افزایش قدرت در میان شرکتها و موسساتی است که متکی بر علم و دانش در محیط پارک فعالیت میکنند.
در اقتصاد امروزکه ابعاد جهانی پیدا کرده است، شرکتها تنها ازطریق نوآوری قادر خواهند بود از پیشرفت و جایگاه خود در بازار جهانی اطمینان حاصل نمایند وبه اندازه کافی قوی شوند تا بتوانند زنده بمانند.
پارک های علمی و فناوری باید ابزاری برای توسعه شوند نه این که خود هدف قرار گیرند. لذا باید زیر ساختها و خدمات لازم برای افزایش قابلیت شرکتها و کاهش هزینه های آنها را فراهم کنند. آنها بایست پلی بین دانشگاهها و شرکتها شوند. در واقع، نقش این پارکها در کشورههای در حال توسعه در دومحور زیر خلاصه میشود:
یک، ارائه تسهیلات و حمایت فعال از ایجاد شرکتهای متکی بر نوآوری و افزایش فدرت رقابت بین آنها.
دو، ایجاد یک فضای جذاب و زیرساخت مناسب برای سرمایه گذاری خارجی. این وظایف عنوان شده برای پارک های علمی و فناوری نیازمند یک تیم حرفه ای برای مدیریت پارک های علمی و فناوری است که میتواند شامل واحدهای تحقیق و توسعه، فناوری های نوین، مراکز رشد، و ستاد مدیریت باشد.
چالش ها و موانع کارآفرینی
عمدتا کشورهای در حال توسعه با این موانع و چالش ها روبرو هستند. زنان بیشتر از مردان با این مسایل مواجه هستند. این موانع را بصورت بخشهای زیرمیتوان بیان کرد:
یک، موانع سازمانی، مانند قوانین و مقررات خشک حاکم بر سازمانها و اداراتی که با اهداف کارآفرینی سروکار دارند. اصولا این قوانین با واقعیت های جامعه تطبیق نمیکنند.
دو، سختی و مشکلات فهم قوانین و مقررات مربوطه که معمولا این گونه قوانین از فهم مردم عادی خارج است. حتی کارشناسان خبره از فهم آن عاجز هستند یا با هم اختلاف نظر دارند مثل قانون مالیات ها، سازمان مدیریت برنامه ریزی و بخشنامه های مالی، قوانین کار و امور اجتماعی و تامین اجتماعی.
سه، موانع فرهنگی و اجتماعی به عبارت زیر: در بسیاری از روستاها و خانواده ها هنوز دختران از رفتن به مدرسه منع میشوند.
عدم اجازه مشارکت در فعالیت های اقتصادی برای خانم ها به خصوص از طرف همسران آنها. کم سوادی و بیسوادی و زندگی مردم سالاری و عدم برابری زنان با مردان.
ناپسند بودن مواجهه با مردان از لحاظ هنجارهای محلی. نگرانی از مسئولیت پذیری و کمبود سرمایه و نداشتن ابزار کار.
انحصارات دولتی وسازمان های عمومی و نهاد های عمومی غیر دولتی مرتبط با مراکز قدرت اجازه رشد کار آفرینی را بسیار کند کرده اند.
دولتی بودن اقتصاد کشور تا حد 70% و نبودن انگیزه کار آفرینی در بخش دولتی.
سرمایه گذاری های دولتی در جهت توسعه کار آقرینی، پراکنده، غیرمنسجم ناهماهنگ و ناکارآمد است.
کمبود اعضای هیئت علمی برای تدریس دروس کارآفرینی، نبود مجله علمی و کتاب در این زمینه وعدم آگاهی کافی مسئولان و مدیران بر اهمیت کار آفرینی.
ناکارآمدی رابطه دانشگاه، بازار و دولت، و پیچیدگی و زمان بر بودن تحول در دانشگاهها و توسعه کار آفرینی دانشگاهی.
عدم تبلیغ کافی ازرسانه های گروهی به خصوص صدا و سیما در ارتباط با اهمیت کارآفرینی. عدم توجه کافی به اقتصاد در مقایسه با سایر ارزش های حاکم بر جامعه.
عدم امنیت کافی برای سرمایه گذاری و رشد آن که این خود به دلایل سیاسی موجب فرار سرمایه ها و مغزها شده.
اعمال قدرت فراقانونی یا توجیه قوانین در جهت اعمال خواسته های خود از طرف بعضی از مدیران کلیدی که در بخش اقتصاد دارای اختیارات و قدرت میباشند.
چگونه قابلیت های کار آفرینی را توسعه دهیم
1. توسعه آموزش به خصوص آموزش های مجازی. 2. تربیت مربیان کارآفرین ویژه رشته های علمی، صنعتی،اقتصادی و اجتماعی. 3. توسعه نشریات و اطلاع رسانی کارافرینی. 4. توسعه پژوهش های کارآفرینی. 5. ایجاد و تاسیس نهاد ها و شبکه های حمایت از کارآفرینان. 6. توسعه مراکز کارآفرینی دانشگاهها. 7. ایجاد تعادل مثبت بین دانشگاه و صنعت. 8. تحول فرهنگ در جهت تحرک اقتصادی و اجتماعی. 9. استفاده از ابزارهای ترویجی. 10. دولت باید حمایت های تکنولوژیکی، قانونی، حقوقی، ارزشی، و اطلاع رسانی از کارآفرینان به عمل آورد.
نتیجه گیری و پیشنهاد
دانشگاه های ما اصولا بر اساس یک روش سنتی برنامه هایی دارند که شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم و تحقیقات فناوری تدوین، تصویب و عینا در تمامی سطوح تحصیلی دانشگاهی اجرا میشود.
دانشجویان به انگیزه کسب علم یا اخذ مدرک در هر حال این دوره ها را طی می کنند. این دانشجویان پس از خروج وارد بازار کار میشوند، برای ورود به بازار کار عمدتا راهنمایی ندارند و این راهنمایی در دوره تحصیل در دانشگاه انجام نمی شود یا در بعضی موارد که انجام می شود بسیار ضعیف است، در این بخش حلقه مفقوده ای وجود دارد که باید دانشگاه را به بازار از طریق دانشجو وصل کند. لذا در دانشگاهها بخش کارآفرینی باید فعال شود تا این بستر آماده شود و این اتصال بدون وقفه یا با کمترین وقفه ایجاد شود. بطور مثال، دانشجوی حسابداری که بعد از چهار سال یادگیری تئوریهای حسابداری در بازار کار جذب نمی شود، چون تجربه ندارد، شرکتها و موسسات به دنبال بکارگیری حسابداران با تجربه هستند. مثال دیگر، در بخش عمران یک مهندس عمران پس از فارغ التحصیل شدن معمولا اطلاعاتی در خصوص چگونگی ثبت شرکت یا یافتن کار، شرکت در مناقصات دولتی یا غیر دولتی آگاهی ندارد.
این آگاهی در درون دانشگاه قبل از خروج با بستر سازی کار آفرینی بایستی آموزش داده شود. همچنین مثالهای دیگری مثل چگونگی تاسیس و راه اندازی کارخانه یا یک کارگاه برای دانشجویی که در بخش تئوریهای صنعتی دوره دانشگاه خود را به پایان رسانیده، یا کسانیکه در مدیریت بازرگانی فارغ التحصیل می شوند نحوه دریافت یک کارت بازرگانی و تشریفات انجام صادرات و واردات و چگونگی ثبت گشایش اعتبار در بانکها و مسائل و امور گمرکی باید یاد داده شود و همینطور در سایر رشته های تحصیلی و این عمده ترین رسالت دانشگاهها در بستر سازی کارآفرینی خواهد بود.
دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان. سازمان مرکزی کارآفرینی دانشگاه. سال ۲۰۰۶.
منابع و یادداشتها:
-
کتاب کارآفرینی، تعاریف و نظریات، الگوها، از دکتر احمد پورداریانی صفحه 19.
-
نشریه سازمان سنجش، صفحه 3.
-
کارآفرینی یک دقیقه ای از احمد پورداریانی، صفحه 63.
-
مجله بازاریابی، مقاله حسن نصیری، صفحه 2.
-
نشریه دانشگاه تربیت مدرس، شماره 84، صفحه 5.
-
راه های توسعه کارافرینی زنان در ایران، نوشته فیروزه صابر، صفحه 129.
-
گزارش سمینار گیلان در ارتباط با کارآفرینی، مقاله جهانگیر یدالهی صفحه 39.
